فردوس حسین نژاد

ژاک پرور در سال 1900 در شهری در نزدیکی پاریس به نام نویی یورسن زاده شد . پدرش در سال 1906 در دفتر مرکزی فقرا- سازمانی که مسئول کمک های مالی به نیازمندان بود - شروع به کار کرد. ژ اک اغلب  پنج شنبه ها را همراه پدر از خانواده های مستمند دیدار می کرد و همین دیدارها بود که او را با فقر آشنا ساخت .

پدر با اینکه درآمد چندانی نداشت ، افراد خانواده را به سینما می برد و این گونه بود که ژاک و برادر کوچکترش ،  پیر، با دیدن فیلم های چارلی چاپلین شیفته ی سینما شدند.ژاک در پانزده سالگی تحصیل را کنار گذاشت و مشغول کار شد. در دوران سربازی ، با ایو تانگی ، ازنقاشان برجسته ی سوررئال و مارسل دومائل دوست شد و این دوستی ، پس از بازگشت آن ها به پاریس ، به همخانگی در کوچه ی شاتودر محله ی مون پارناس انجامید ؛ جایی که بعد ها به محفل شاعران سوررئالیست ( آندره برتون، لویی آرگون ، روبردسنوس و فلیپ سوپو ) تبدیل شد.

در سال 1929، از سوررئالسیم و از جزم گرایی بیش از حد برتون دل کند و در کنار نوشتن شعر و ترانه ، به فعالیت های مختلف هنری پرداخت: از سال 1932 تا 1936 نمایشنامه های بسیاری برای گروه اکتبر و گروه تئاتر کارگری نوشت و با کارگردانهای بزرگی چون اوتان-لارا، پیر پرور، رنوار و به ویژه مارسل کارنه به عنوان سناریست و تنظیم کننده ی متن همکاری کرد...

فردوس حسین نژاد

ژاک پرور در سال 1900 در شهری در نزدیکی پاریس به نام نویی یورسن زاده شد . پدرش در سال 1906 در دفتر مرکزی فقرا- سازمانی که مسئول کمک های مالی به نیازمندان بود - شروع به کار کرد. ژ اک اغلب  پنج شنبه ها را همراه پدر از خانواده های مستمند دیدار می کرد و همین دیدارها بود که او را با فقر آشنا ساخت .

پدر با اینکه درآمد چندانی نداشت ، افراد خانواده را به سینما می برد و این گونه بود که ژاک و برادر کوچکترش ،  پیر، با دیدن فیلم های چارلی چاپلین شیفته ی سینما شدند.ژاک در پانزده سالگی تحصیل را کنار گذاشت و مشغول کار شد. در دوران سربازی ، با ایو تانگی ، ازنقاشان برجسته ی سوررئال و مارسل دومائل دوست شد و این دوستی ، پس از بازگشت آن ها به پاریس ، به همخانگی در کوچه ی شاتودر محله ی مون پارناس انجامید ؛ جایی که بعد ها به محفل شاعران سوررئالیست ( آندره برتون، لویی آرگون ، روبردسنوس و فلیپ سوپو ) تبدیل شد.

در سال 1929، از سوررئالسیم و از جزم گرایی بیش از حد برتون دل کند و در کنار نوشتن شعر و ترانه ، به فعالیت های مختلف هنری پرداخت: از سال 1932 تا 1936 نمایشنامه های بسیاری برای گروه اکتبر و گروه تئاتر کارگری نوشت و با کارگردانهای بزرگی چون اوتان-لارا، پیر پرور، رنوار و به ویژه مارسل کارنه به عنوان سناریست و تنظیم کننده ی متن همکاری کرد.

در سال1946اشعار او که از 1930 به صورت پراکنده در مجله ها به چاپ رسیده بود ، در مجموعه ی حرف ها انتشار یافت و با استقبالی بی سابقه روبرو شد؛ استقبالی که با مجموعه شعر های بعدی او چون چشم انداز 1951، جشن بزرگ بهار 1951،  باران و هوای آفتابی  1953 ، روایات  1963 ، درهم برهم 1965 و از هر دری  1972  تا زمان مرگش به سال 1077 ادامه داشت.

پرور شاعری است که به زندگی عشق می ورزد و در شعر هایش دنیایی ملموس و واقعی را به تصویر می کشد . او با انسان ها ازکودک ، از عشق ،از پرنده ، از هر آنچه دنیایشان را می سازد و از زندگی هر روزه ی آن ها سخن می گوید.

زبان او زبان مردم است ؛ زبانی روشن ، موجز ، صریح ، با طنزی گزنده و با درون مایه های شعری که گویی برای همه جا و همه وقت سروده شده است .

در زیر نمونه های از کارهای ژاک پرور را می بینید:

پاریس در شب

سه کبریت ،یکی بعد از دیگری در شب روشن شده است

اولی،برای دیدن چهره ی کامل تو

دومی، برای دیدن چشم هایت

آخری برای دیدن دهانت

و تاریکی محض برای یادآوری همه ی این ها

 و فشردنت در میان بازوانم.

***

لب هایت را

بیشتر از کتاب هایم

دوست دارم.

***

خوشحالم

دیروز به من گفت که دوستم دارد

خوشحالم و مغرور

آزادم چون روز

زیرا دیگر نگفت

که همیشه دوستم خواهد داشت.




طبقه بندی: شعر، 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 مرداد 1387 توسط انجمن فرهنگی هنری سایه | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :