ریچارد براتیگان"ریچارد براتیگان، نویسنده‌ی نامدار آمریکایی، از نسل نویسندگان سودایی دهه‌ی شصت بود و صید قزل‌آلا در آمریکا شاهکار اوست. آثار براتیگان بیش از هر چیز بازتاب روح زمانه‌اند، زمانه‌ای که درک تازه‌ی خود از دنیای داستانی را تا همیشه مرهون نسل او خواهد بود. براتیگان نویسنده‌ای نوگرا و نامتعارف بود که به ویژه با این اثر به اشتهاری عظیم رسید، به بهترین وجهی از نبوغ خود بهره گرفت، و درهای دیگری به روی ادبیات معاصر گشود. صید قزل‌آلا در آمریکا نمونه‌ی ناب و منحصر به فردی از ادبیات پسامدرن و زاییده‌ی ذهنی است که خلاقیت خارق‌العاده و تخیل تجربی‌اش هنوز هم خیره‌کننده است."

ریچارد گری براتیگان یكی از كلیدی ترین چهره های ادبیات امریكا در نیمه ی دوم سده ی بیستم مسیحی به شمار می رود.. او كه كار ادبی اش را از میانه ی دهه ی 50 و در 20 سالگی با سفر به سان فرانسیسكو و پیوستن به جنبش هنری بیت آغاز كرد. نخست به چاپ شعرهایش پرداخت . اولین شعر شناخته شده ی او با نام « قلمرو دوم » در 21 سالگی اش به سال 1956 به چاپ رسید. پس از آن براتیگان به ترتیب در سال های 1957 و 1958 دو شعر بلند به نام های « بازگشت رودخانه ها » و « اتو استاپ زن گالیله » را منتشر كرد كه این كار موقعیت او را در جمع شاعران نامتعارف آن روزگار تثبیت كرد...  

ریچارد براتیگان"ریچارد براتیگان، نویسنده‌ی نامدار آمریکایی، از نسل نویسندگان سودایی دهه‌ی شصت بود و صید قزل‌آلا در آمریکا شاهکار اوست. آثار براتیگان بیش از هر چیز بازتاب روح زمانه‌اند، زمانه‌ای که درک تازه‌ی خود از دنیای داستانی را تا همیشه مرهون نسل او خواهد بود. براتیگان نویسنده‌ای نوگرا و نامتعارف بود که به ویژه با این اثر به اشتهاری عظیم رسید، به بهترین وجهی از نبوغ خود بهره گرفت، و درهای دیگری به روی ادبیات معاصر گشود. صید قزل‌آلا در آمریکا نمونه‌ی ناب و منحصر به فردی از ادبیات پسامدرن و زاییده‌ی ذهنی است که خلاقیت خارق‌العاده و تخیل تجربی‌اش هنوز هم خیره‌کننده است."

ریچارد گری براتیگان یكی از كلیدی ترین چهره های ادبیات امریكا در نیمه ی دوم سده ی بیستم مسیحی به شمار می رود.. او كه كار ادبی اش را از میانه ی دهه ی 50 و در 20 سالگی با سفر به سان فرانسیسكو و پیوستن به جنبش هنری بیت آغاز كرد. نخست به چاپ شعرهایش پرداخت . اولین شعر شناخته شده ی او با نام « قلمرو دوم » در 21 سالگی اش به سال 1956 به چاپ رسید. پس از آن براتیگان به ترتیب در سال های 1957 و 1958 دو شعر بلند به نام های « بازگشت رودخانه ها » و « اتو استاپ زن گالیله » را منتشر كرد كه این كار موقعیت او را در جمع شاعران نامتعارف آن روزگار تثبیت كرد.

براتیگان همان اندازه كه در شاعری متفاوت بود شیوه های متفاوت و بدیعی هم برای ارائه ی آثارش جست و جو می كرد . او در سال 1964 یعنی زمانی كه نگارش رمان « صید قزل آلا در امریكا » -كه بعد ها به شاخص ترین نوشته اش تبدیل شد و برایش شهرت جهانی به ارمغان آورد - را تازه به پایان برده بود شعر هایش را كنار خیابان به رهگذران می فروخت . و در سال 1968 یعنی یك سال پس از انتشار این رمان جنجالی و بحث برانگیز ، همزمان با رمان « در قند هندوانه » كه آن هم از آثار مهم او تلقی می شود مجموعه شعری منتشر كرد به نام « لطفن این كتاب را بكارید » كه شامل 8 شعر بود كه روی جلد بذر گیاهان چاپ شده بود . او در همان سال به سفارش جان لنون و پل مك كارتنی كه با گروه موسیقی بیتلز قله های شهرت را در دنیای موسیقی فتح كرده بودند چند شعر و بخش هایی از رمان هایش را در قالب كاستی با عنوان « گوش دادن به ریچارد براتیگان » خواند و روانه ی بازار كرد كه در آن ابتكار های جالبی از خود نشان داده بود. از جمله این ابتكار ها خواندن شعر كوتاه « عاشقانه » با 18 لحن مختلف توسط 18 نفر از جمله خود براتیگان و دخترش لانته براتیگان بود كه بحث های زیادی به دنبال داشت.

این نویسنده كه یكی از خلاق ترین نویسندگان سال های پر هیاهوی میانه ی سده ی بیستم است در سال 1984 با شلیك گلوله ای از یك تپانچه به زندگی خود خاتمه داد . این در حالی بود كه آثارش در همه جای دنیا به زندگی خود ادامه دادند و عطش خوانندگانی را می خواستند ادبیات را با تعریفی جدید بشناسند فرو نشاندند.

شعر های براتیگان با وجود سادگی بسیار فریبنده اند. او با شناخت كامل از روحیه ی بی حوصله ی خواننده ی امریكایی شعر هایی سرود كه خواندن اشان بیش از چند ثانیه طول نمی كشد با این همه و در همان چند ثانیه تلنگری شدید به باور ها و احساسات شنونده می زنند كه همین راز تاثیر گذاری انهاست. زیبایی شناسی او تركیبی از دستاورد های سورئالیسم فرانسوی و تفكر ضد بورژوازی است كه جانمایه ی آثار هنری معاصرش را شكل می داد. و در عین حال در تضاد كامل با پدرسالاری قرار می گیرد. براتیگان كه خود در خانواده ای فروپاشیده پا به عرصه ی جهان گذاشته بود در شعرهایش هرگز نه یك پدر بود نه كسی كه زندگی اش به میل پدر تنظیم می شود و نه حتا یك فرزند . او با حمله های صریحش بنیاد های پدرسالاری را در جامعه ی امریكا هدف گرفته بود.

شخصیت های داستان های  « براتیگان »

ریچارد براتیگان داستان زندگى روزانهء شخصیت هایى را روایت مى كند كه در یك نگاه كلى از زندگى شكایت دارند و با این حال اهل تفاهم و همدلى هستند. آنها در جهانى گرفتار آمده اند مشحون از سرخوردگى، درماندگى و جاه طلبى هاى بى حاصل و گاه پناه آوردن به كاهلى و سرخوشى هایى كه بیشتر از یاس آدمى نشان دارد. در نظر براتیگان ماحصل تلاش آدمى براى دست یابى به رفاه به عنوان یكى از مسلط ترین ارزش هاى جوامع غربى تنها بردگى است. از این رو در داستان هاى كوتاهش ما با انسان هایى آشنا مى شویم كه اغلب در حاشیهء جامعه به سر مى برند و به یك معنا آن ارزش هاى مسلط را نپذیرفته اند. در كنار آنها شخصیت هایى هم هستند كه براى زنده ماندن در این مجموعهء انسان كش تلاش مى كنند. براتیگان با زبانى ساده زندگى نامهء اشخاصى را روایت مى كند كه آرزوهاشان بس ساده و با این حال دست نیافتنى است. براتیگان به حاشیه نشینان جامعهء آمریكا نظر دارد - به آنها كه از "زندگى آمریكایى" نصیبى نبرده اند و تنها سهم آنها از پروژهء رفاه، تنگدستى و گمنامى است.

چنین است كه آنها ناگزیر به یادآورى یادمان هایى رمانتیك از روزگار از دست رفتهء جوانى دلخوش هستند. از این نظر لحن داستان هاى او همچون لحن داستان هاى شروود آندرسن در مجموعهء Winesburg, Ohio مالیخولیایى است و از یك اندوه پنهان نشان دارد. شخصیت ها در داستان هاى براتیگان گروتسك و هویت باخته هستند و با این حال دوست داشتنى و باتفاهم اند. بى هویتى در شخصیت هاى فرعى داستان هاى او نمودى دو چندان مى یابد: در رمان "ژنرال هاى هم پیمان" تلما، زشت روترین زن جهان، سوزان یا معلم زودرنج موسیقى یا معشوق لى ملون (قهرمان داستان)، پدربزرگ ملون و حتى خود او كه در پایان داستان به خرافه و غارنشینى در بیگ سور روى مى آورد از این گروه شخصیت هاى هویت باخته به شمار مى آیند. در رمان "صید ماهى غزل آلا در آمریكا" آقاى نوریس كه پس از سه زناشویى ناكام حتى نام فرزندانش را از یاد برده است، یكى از درخشان ترین این نمونه هاى گروتسك است. یا در داستان دیگرى از همین رمان: "هتل ماهى غزل آلا" سرگذشت زن و شوهرى روایت مى شود كه در اتاق شمارهء 208 از اتاق هاى این هتل خود را از ترس از یك جاكش مست محبوس كرده اند و به یك زندگى پر از واهمه تن داده اند. اغلب شخصیت هاى داستان هاى درخشان مجموعه "توكیو – مونتانا – اكسپرس" نویسندگانى هستند گمنام، یا انسان هایى هستند فراموش شده و سرخورده در كار عشق و زندگى كه در نهایت تنهایى و درماندگى روزگار مى گذرانند. اولین داستان از این مجموعه سرگذشت یك نوازندهء مهاجر است كه به جستجوى طلا به آلاسكا مى رود و در راه جان مى بازد. شخصیت هاى داستان هاى براتیگان به دلیل عامل هویت باختگى بى تشخص اند و از این رو نمى توان آنها را "شخصیت" نامید، بل كه تنها ابزار یا بهتر: رسانه اى هستند براى نمایش دادن تنهایى انسان غربى و بى عدالتى در آمریكا به عنوان یك عارضهء اجتماعى. داستان هاى براتیگان از این نظر به قلمرو داستان هاى اجتماعى و انتقادى نزدیك مى شود و اغلب نطفهء توضیح دارد و بخشى از شخصیت نویسنده را بازتاب مى دهد. در این رهگذر باید توجه داشت كه ادبیات آمریكا در دو دههء شصت و هفتاد از سویه هاى قوى اتوبیوگرافیك برخوردار است. كودكى براتیگان همزمان بود با بحران اقتصادى و فقر فراگیر در آمریكا. چنین بود كه مادر براتیگان از تنگدستى او را به یك یتیم خانه سپرد و تا پایان زندگى رابطه اى پرتنش با فرزند خود داشت. به روایت از خاطرات دختر براتیگان هیچكس اجازه نداشت حتى نام مادر را به زبان بیاورد. در بررسى كوتاه كارنامهء ادبى براتیگان سهم تخیل در داستان ها كاهش مى یابد و به سویه هاى اتوبیوگرافیك افزوده مى شود تا آن حد كه در آخرین رمان براتیگان "یك زن بدبخت" ما یكسر با نویسنده و زندگى روزانه او در همسایگى مرگ آشنا مى شویم. براتیگان این داستان را در اتاقى متروك روایت مى كند كه پیش از او زنى خود را در آنجا به دار آویخته است. پس از پایان این رمان براتیگان با شلیك سه گلوله به زندگى خود پایان داد.




طبقه بندی: ادبیات، 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 خرداد 1386 توسط انجمن فرهنگی هنری سایه | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :